قهوه
چشمان توست
تیره
تلخ
اما آرامبخش و اعتیاد آور
تنهایی،
شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَم
گاهی لباسِ برگ میپوشد
گاهی لباسِ برف
اما، همیشه هست!
مـــن تــــمام ِ تــــــو ام
پـــــاهایت که مــــسیر را اشتـــباهی میروند
چـــــشمهایــــم سیاهــــی میروند
قرص مي دهند كه فراموشت كنم خوابت را مي بينم
وقتی دلت خسته شــد
ديگر خنده معنايی ندارد...
فـقـط می خندی تا ديگران، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد!
وقتی دلت خسته شــد،
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند...
فـقـط گريه می کنی چون به گريه کردن عادت کرده ای!
وقتی دلت خسته شــد،
دیگر هيچ چيز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن...!
شـکایــت نمی کنــم... اما آیا واقــعاً یك بار شــد که در گــذر همــین همیشــه ی بی شــکیــب دمـی دلواپــس تنهایی دستهــای من شــوی؟
لازم نيست دنياديده باشد... همين که تو را خوب ببيند؛ دنيايي را ديده است!!!
نمیخواستم این عشق را فاش کنم نمیخواستم اما… ناگاه به خود آمدم دیدم همهی کلمات راز مرا میدانند این است که هر چه مینویسم عاشقانهای میشود برای تو
از من فاصله بگیر...
هر بار که به من نزدیک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت.
از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود و شیروانی های شاد!
باران یعنی قرارهای خیس!
باران یعنی تو برمی گردی، شعر بر می گردد
آدم ها تمام نمی شوند! آدم ها نیمه شب، با همه آنچه در پس ذهن تو، برایت باقی گذاشته اند، به تو هجوم می آورند...
عاشقی می کنم!
لج می کنم!
بد اخلاق می شوم!
دست خودم نیست...
ساعت و زمان هم ندارد!
تو که نباشی...
زندگی باید به کام من تلخ شود...
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را مینویسم…
و دیگران یاد عشقشان می افتند…
اما تو
بیخیــــال…
من که بروم
جا برای خیلی ها باز می شود
توی دلت؛
انگار زیادی جا گرفته ام
تو کار خودت را می کنی… من هم غصه خودم را می خورم… همه چیز هم که آرام است
همه چیز خنده دار بود!
داشتن تو
بودن من
ماندن ما
رفتن تو
رفتن من
این همه آه!
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد…!
من شعرم
نفسم !
به چشمان تو بند است
نبندشان...
دور و برم پر شده از آدمهایی كه ... " تا همیشه" برایشان فقط "یكی دو" روز دوام دارد
از من نپرس
چندمين روز محرم است
وقتی هر روز
قلب عاشقم
در نينوای عشق تو
شهيد ميشود...
عادت کرده ام مشکلــــی که برایم پیش بیاید
تقصیر را بیندازم گردن “تو”
بگویم، اگر “تو” بودی این اتفاقات نمی افتاد.
ولــی نیستــی... تو خيلي چيزها را مي تواني تغيير بدهي
روزهايي که منتظر تلفن تو بودم
خيلي بلند بودند
هيچ وقت
در پاييز
روزهايي به اين بلندي نديده بودم
تو نیستی و من
این دنیا را دوست دارم عمیقا
و خواهم داشت!
تا وقتی که...
تو هنوز هم که هنوز است
در یکی از شهرهایش
دور یا نزدیک
زندگی می کنی...
دلتنگـی پیچیده نیســت...
یک دل و یک آسـمان و یک بغـض
و آرزوهــای تــرک خـورده !
به همیـن ســادگــــی...!
سَخت تَرین کار دُنیا این اَست که تو باشی
و مَن تَظاهر به نَدیدَنت کُنم ...
بعضی خاطرات
مثل مینهای عمل نکرده توی روحت کاشته شده اند!
با یک حرف
می ترکانندت
هذیــان میگوید
لبــانت
چیــزی شبیہ "دوستــت دارم"
بر خلاف چشمانــت!!!
امسال هم دستانم دست گرمي براي قدم زدنهاي طولاني نيافت
هوا چه زود سرد شد.
بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم
و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم،
که رمزش حروف اسم توست .
سرم با خورشید گرم نمی شود !
خوب حواسم هست
به این شب ها
که نیستی...
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































